حج به پايان رسيده بود و بايستي هر كس به ديار خود ميرفت.اما هنوز يك چيز باقي مانده بود. پيامبر نگران بود كه پس از او چه بر سر امت خواهد آمد. بارها در جلسات خصوصي و عمومي تكليف امت را روشن كرده بود ولي باز دلش آرام و قرار نداشت. شايد اين آخرين حج باشد.ناگاه جبرئيل وحي نازل شد. و پيام خدا را ابلاغ كرد.بيشتر كاروان ها به بركه اي رسيده بودند و بايستي كمي استراحت مي كردند. دستور پيامبر مبني بر برگشت كاروانهايي كه جلوتر رفته بودند صادر شد. حالا تمام حجاج در غدير جمع بودند.صحراي عجيبي بود. منبري از زين شتر براي پيامبر آماده شد. مردم متعجب نگاه مي كردند. پيامبر چه پيام مهمي دارد كه همه را يك جا جمع كرده است . ديري نپاييد. بالاي منبررفت.پس از حمد و ستايش پروردگار، پيام خدا را براي مردم ابلاغ كرد. ول وله اي ميان حجاج افتاد.شايد انتظار چنين پيامي نداشتند. چون بارها از پيغمبر اكرم شنيده بودند كه " هر كه من مولاي اويم، پس علي مولاي اوست".سپس به علي اشاره كرد تا كنار پيامبر بايستد. دست علي را بالا گرفت و فرمود: "اللهم وال من والاه و عاد من عاداه".ديگر حجت تمام شده بود. همه براي عرض تبريك و بيعت، خدمت اميرمومنان ميرسيدند. يك يك اصحاب پيامبر آمدند و با علي بيعت كردند.حالا كمي خيال پيامبر راحت شده بود. چون رسالت خود را خاتمه شده ميديد. رسالتي كه در طول ٢٣ سال با تمام مشقت ها و مرارت ها به سرانجامي رسيده بود و هم او و هم خدا نمي خواستند، ناقص بماند.كم كم آماده رفتن شدند. و مي بايست هر چه زودتر به طرف شهر خود مي رفتند. پس از چند ساعتي غدير خالي شد!اما...گويي هيچ اتفاقي نيافتاده! ابلاغي نشده!!بيعتي نشد!!!.
پيامبر در بسترافتاده، منتظر فرشته مرگ است.همه دور بستر او جمع هستند...
ما را در سایت نويسندگي دنبال میکنید
برچسب: غدير خم,غدير خم عند السنة,غدير خم عند الشيعة,غدیر خم,غدير خم في صحيح البخاري,غدیر خم در قرآن,غدیر خم شعر,غدير خم في كتب السنة,غدیر خم یعنی چه,غدیر خم کجاست,
نویسنده:
بازدید: 85