
همزمان با شام اربعين جد غريبت حسين،تو هم غريبانه رفتي،و چه رفتني..."من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم ميرود"غروبي كه هيچگاه فراموش نميشود،xa0شايد يادت رفته باشد كه به نقطه اي خيره شدي و در همان حال مرغ...
ادامه مطلب
بند دوم کشتی شکست خوردهٔ طوفان کربلا. xa0 xa0 xa0 xa0 xa0در خاک و خون طپیده میدان کربلا گر چشم روزگار بر او زار میگریست. xa0 xa0 xa0خون میگذشت از سر ایوان کربلا نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک xa0 xa0 xa0 xa0ز آن گل که شد شکفته به بستان کربلا از آب هم مضایقه کردند کوفیان. xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0خوش داشتند حرمت مهمان کربلا بودند دیو و دد همه سیراب و میمکید. xa0 xa0 xa0خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا زان تشنگان هنوز به عیوق میرسد. xa0 xa0 xa0 xa0 xa0فریاد العطش ز بیابان کربلا ...
ادامه مطلب